روحیه پایین مسری است.

در همه سطوح شرکت میتوان کارکنانی ناراضی پیدا کرد آنها اغلب آگاهانه یا ناآگاهانه سعی می کنند در راه رسیدن شرکت به هدف ها سنگ اندازی نمایند و اغلب در این کار توفیق می یابند کارکنانی که اینچنین آزار دیده اند را بیگانه یا منزوی می خوانند. بیگانگی موضوع احساسی یا مربوط به روحیه است و روحیه پایین مسری  است.

عدم تناقض اهداف ، عدم تعارضات واحدی و فردی

یکی از موانع توسعه سازمانی تعارضات هستند. بخشی از تعارضات مربوط به هدفهای متناقضی است که توسط مقامات بالاتر به واحدها تحمیل می شود.

مثلاً به  واحد بازرگانی یک شرکت دستور داده شده است که موجودی را در حداقل ممکن نگه دارد در همین زمان به واحد فروش دستور داده شده است که فروش خود را حداکثر کنند و این هدفها آشکارا با هم در تعارض هستند.

یکی از مواردی که باید به آنها توجه کرد بررسی عدم تناقض و تعارض اهداف فردی و واحدی در یک سازمان است.

تعارض بین واحدی – مانع توسعه سازمانی

یکی دیگر از انواع تعارضات سازمانی که بسیار رایج است تعارض بین واحد ها می باشد و اغلب این نوع تعارض مربوط به نحوه تخصیص منابع است.

از انجايي كه تخصيص منابع در نگاه تفكر سيستمي و مكتب ديناميك سيستم ها ، منبع مشترك محسوب مي شود. منبع مشترك چيزي است كه بين تعدادي از افراد مشترك بوده و استفاده بيشتر يك نفر به معني كاهش سهم ديگران از ان منبع مي شود. از انجايي كه همه به اين نوع از منابع براي رسيدن به اهداف و يا اميال خود نيازمند هستند لذا رقابت بر سر تصاحب سهم بيشتري از منابع مشترك يك واقعيت است. به عنوان مثال وقت مديرعامل يك منبع مشترك است. بودجه تبليغات يك منبع مشترك است. و…

مراسم توديع از شركت پخش سراسری دارویی ممتاز

امروز مراسم خداحافظي و توديع من از شركت پخش سراسري دارويي ممتاز انجام شد. از فردا آماده همكاري با ساير شركتهاي پويا و ارزش آفرين هستم.

دو سال اخير در سمت معاون منابع انساني و پشتيبانی اين شركت چهارصد نفره بودم و تجارب زيادي را اندوختم. از تمامي همكارانم كه منو در اين مسير ياري كردن سپاسگزارم. در اينده احتمالا بيشتر به حوزه هاي استراتژي و برنامه ريزي خواهم پرداخت.

معما و محدوديت هاي خودساخته

“خلاقيت بيشتر مردم زنداني ديوارهايي است كه محدوديت هاي خودساخته انها پديد آورده است.

اين محدوديتهاي خودساخته مسايل كوچك را به معماهاي لاينحل بدل مي سازد.

معما چيزي نيست جزء مساله اي كه به علت فرض نادرست نمي توان آن را حل كرد.

خلاقيت با برداشتن محدوديت هاي خود ساخته آغاز مي شود. ”

محدوديت ها كه هميشه بوده و خواهد بود.

موضوع پست بالا مربوط به موانع بروز خلاقيت هايي است كه به واسطه پيش فرض هاي غلط و محدوديت هاي ذهني خودساخته رخ نمي دهد.

براي من خيلي پيش اومده كه وقتي خلاقيتي رو ديدم ، گفتم چرا به فكر من نرسيد؟ در صورتيكه مسئله و راه حل خلاقانه اون جلوي چشمم بوده؟

هدف از برنامه ريزي

کارکرد صحیح برنامه ریزی باید ساختن آینده سازمان باشد” راسل ایکاف

آیا ساختن آینده سازمان به صورت فردی و یا با تعدادی اندک از افراد امکان پذیر است؟

تجربه من و مستندات متعددی دال بر این است که ساختن اینده یک شرکت منوط به همکاری و همدلی تعداد زیادی از افراد است.

به همین دلیل  برنامه ریزی نیز موضوعی جمعی و تعاملی است. مفهوم برنامه ریزی یعنی سکان داری ، اختیارداری حرکت ، تعیین سمت و سو و تعیین مسیر ،

افراد برای همکاری باید بدانند که هدف چیست و نقش و وظیفه انها در این هدف چیست لذا باید به نحو مناسب در فرایندهای برنامه ریزی مرتبط شرکت داده شوند. این که من بدانم وظیفه من چیست به معنی ابلاغ وظیفه از طرف فرد دیگری نیست. بلکه این دانستن از کشف توانمندی درونی برای ساختن اینده مطلوبی که من جزیی از ان خواهم بود اتفاق می افتد و باید فرآیندی داوطلبانه باشد.

این نوع از تفکر و تصور از برنامه ریزی متفاوت و متضاد با “عقل کل فردی” و سوپرمن پنداری است. این نوع از تفکر شبیه داستان  سیمرغ عطار است. سیمرغ موجود به خصوصی نیست بلکه تشکیل شده از سی مرغ است که هرکدام توانایی و تفاوت های بسیار زیادی از دیگری دارند و وجود هر کدام برای تحقق هدف و طی طریق لازم است.

آیا به واقع  اعتقادی به شرکت دادن افراد برای سکان داری ، تعیین وظیفه فردی ، سهامدار شدن افراد در موفقیت های آتی داریم ؟