دلبستگي

طول عمر كاري افراد از طول عمر سازمانها بيشتر شده است. يعني يك فرد در طول سي سال كار چندين شركت و سازمان را مي بيند و بين اين شركتها جابه جا مي شود.

براي كسي مثل من كه بالاي ربع قرن سابقه كاري دارم جا به جايي تجربه جديدي نيست. اما در مورد اخير ته قبلم چيزي بود كه باعث مي شد نتونم راحت از موضوع ترك سازمان و شركت فعليم بگذرم. دليلش رو پيدا نمي كردم ولي مطمئن بودم كه ربطي به درآمد و جايگاه واز اين قبيل موضوعات نداره. امروز وقتي همكاران پشتيباني شركت كه زيرمجموعه معاونت تحت سرپرستي من بودن رو ديدم ناگهان دليل اون دلبستگي رو فهيميدم. اون همكاران جوان من ، بخشي از زندگي ، تجربه و دستاوردهاي من در چهارسال كار در اين شركت بود. عميقا همه چهارصدنفر همكاران شركت برام مهم هستند اما برخي از افراد ( كه ربطي به واحد سازماني شون هم نداره) انگار مثل بچه خودت جزئي از وجودت هستند كه تركشون سخت است.

امروز درك عميقي از احساسات انساني درون خودم داشتم و الان احساس شعف و رضايتي دارم.

براي اولين بار در تمام مدت حضورم در اين شركت احساساتي شدم و اشك در چشمام جمع شد.

اميدوارم تمام عزيزانم در تمام مراحل زندگي موفق باشند.

رضايت مندي

شاید بد نباشه در زمان مناسب به کارکنانی که کرخت شده اند و یا بی انگیزه و ناراضی ، فرصت داده شود برای یک مدت محدود دنبال کار باشند.

این امر می تواند بدون ناراحتی و یا دلخوری و به عنوان یک فرصت در نظر گرفته شود. معمولا افراد ناراضی قدر انچه را که دارند نمی دانند.

فرق بین قضیه و فرضیه

ده سال قبل بود که در خدمت خانم دکتر شهیندخت خوارزمی، دکترای روان‌شناسی و ارتباطات و روش تحقیق از دانشگاه ایندیانای امریکا درس روش تحقیق را دوباره بازخوانی کردم و به این نکته پی بردم که چقدر بجای تعریف درست کلمات از ذهنیات و تفسیرهای من دراوردی برای انها استفاده می کنیم.

چقدر از کلمات اشتباه به تعابیر بی ربط استفاده می کنیم و یکبار زحمت بررسی معنی کلمات را به خودمان نمی دهیم.

چقدر دستورالعمل و ایین نامه می نویسیم بدون اینکه کلمات کلیدی انها را تعریف کنیم و در اختیار خواننده قراردهیم.

برای مثال در مکالمات روزمره به کرات می شنویم که”  قضییه این است که”  و…..

برای همین در این پست فرق بین قضیه و فرضیه را شرح می دهم .

قضیه:  برقراری رابطه  بین دو مقوله یا مفهوم  انتزاعی را قضیه گویند.

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%82%D8%B6%DB%8C%D9%87

فرضیه: برقراری رابطه بین دو متغیر را فرضیه گویند.

فرضیه یک توضیح برای یک رخداد است یا پیشنهادی برای اینکه چگونه چند رخداد با یک دیگر رابطه دارند. در تعریفی دیگر، فرضیه، به فرضی گفته می‌شود که به عنوان یک توضیح و تفسیر آزمایشی بکار می‌رود و پایهٔ تحقیقات بعدی را تشکیل می‌دهد. معمولاً تشکیل یک فرضیه، نخستین گام در حلمسئله یا مشکل است.[۱]تفاوت قضیه و فرضیه: فرضیه  قابلیت آزمون دارد. با ازمایش و امتحان می توان به درستی یا نادرستی فرصیه رسید.  اما قضیه به طور مستقیم قابل سنجش نیست ( قضیه  قابلیت عملیاتی شدن ندارد)

 

– “فرضیه” را فقط می توان آزمون کرد. نتیجه آزمایش اگر با فرضیه سازگار باشد، آن را تایید می کند و اگر ناسازگار باشد، فرضیه را می گذاریم کنار. فرضیه هیچ وقت “اثبات” نمی شود، فقط ممکن است تایید یا رد شود. همه آنچه به عنوان علوم فیزیک و شیمی و زیست شناسی و پزشکی و روانشناسی و جامعه شناسی و … به خوردمان داده شده “فرضیه” است.

– “قضیه” (همانطور که در ریاضیات با آن برخورد می کردیم) قابلیت اثبات منطقی دارد.

یاد و خاطره استاد گرامی خانم دکتر خوارزمی همیشه در دل ما زنده و جاودان است. صمیمانه از تمامی زحمات و عشقی که به اموزش و پژوهش داشتند و به ما هم ارزانی می داشتند تشکر می کنم و قدردان ایشان هستم .

برای اشنایی بیشتر با خدمات ایشان به ادرس زیر مراجعه بفرمایید

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D9%86%D8%AF%D8%AE%D8%AA_%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C

بازی قدرت

“در بازی های استراتژیک ، به انزوا کشیدن نیروی حریف یک تاکتیک کلیدی است. منزوی کردن دشمن اغلب از نابود کردنش هم بهتر است. هرچند که هر دو به نتیجه یکسان منجر می شود.  در بازی قدرت انزوا مرگ اور است.”      رابرت گرین

در برخی موارد وظیفه منزوی کردن خودمان را خودمان بر عهده می گیریم. یعنی خودخواسته توی لاک خودمان فرو می رویم و میدان را خالی می کنیم.

در این موارد نیازی به دشمن نداریم .