محدودیت های رشد

ادوارد دبی مقاله نویس امریکایی می نویسد : رشد فقط به خاطر رشد ، ایدولوژی سلول های سرطانی است.

حق رشد کردن موضوعی است که شرکتهای نیاز دارند یاد بگیرند است یعنی ساختن زیربنای عملیاتی بهتر.

زیر بنای عملیاتی بهتر در عمل زیر ساختی است برای از بین بردن محدودیت های رشد.

محدودیتهای رشد همان چیزی است که سخت پوستان و حشرات را مجبور میکند که پوست اندازی کنند . چون پوست سخت قبلی هرچند که قبلا باعت نجات انها از دست بسیاری از خطرات بوده اما در حال حاضر باعث محدودیت رشد آتی شده است و باید بدور انداخته شود.

بهتر است نگاهی به اندیشه ها خود بیاندازیم وببینیم چقدراز این محدودیت های رشد بین دو گوش ما قرار گرفته است. و چقدر در بقیه موضوعات از قبیل

چقدر ازاین محدودیت های رشد در روشها،

چقدر در ساختارها

  چقدر در فرایندهای کاری

چقدر در …….

توخود حجاب خودی حافظ زین میان برخیز

 

همین 

چگونه می توان هماهنگی و هدف گذاری منسجمی را شکل داد.

داستان جالبی در مورد سه سنگ تراش وجود دارد که از آنها در مورد کارشان سوال شد.

اولی گفت: من امرار معاش می کنم.

دومی گفت: من بهترین کار سنگ تراشی را درتمام  کشور انجام می دهم.

سومی در حالی که چشمانش برق می زد و به بالا نگاه می کرد  گفت: داریم یک عمارت باشکوه می سازیم.

اولی می داند که از کارش چه می خواهد و چه چیزی را بدست می آورد

دومی سعی می کند از عهده انجام یک کارخوب برآید او در کار خود متخصص است و عمدتاً برای کار خودش ارزش قایل است و بر روی همین موضوع تمرکز دارد.  

بدیهی است مدیر واقعی سومی است. او ارتباط کارش را با تمام اهداف بالاتر می شناسد. کارش را به خوبی و در هماهنگی با سایرین انجام می دهد. این فرد ضمن انجام کار خوب و حرفه ای، نقش خود را در ساختن و تعالی کلی که خود جزیی از آن است را می داند.

این فرد مانند انگشتی است که مانند دست فکر می کند و در هماهنگی سایر انگشتان مشت را می سازد از این مشت هرکاری بر خواهد آمد.

سوال این است که چگونه می توان هماهنگی و هدف گذاری منسجمی را شکل داد.

برای تعیین اهداف و برنامه های هر واحد سازمانی، لازم است تا هر یک از مدیران دوبار در سال برنامه های خود را بنویسند و به مدیر ارشد خود ارائه دهند. این برنامه می تواندشامل قسمت های زیر باشد:

1-   در ابتدا ماموریت واحد خود را آنگونه که درک می کنند تعریف نمایند.(در ارتباط با هدف اصلی سازمان)

2-   اهداف شش ماهه اتی خود را بیان کرده و اهمیت و ارتباط آنها را با کسب و کار توضیح دهند.

3-   رئوس اقدامات اجرایی را با قید زمان که قصد دارند برای نیل به اهداف مشخص شده انجام دهند را بنویسند.

4-   منابع مورد نیاز و ابزار لازم را مشخص کنند.

5-   آنچه به عنوان موانع عمده در داخل واحد یا در بیرون از آن شناسایی کرده اند را فهرست نمایند.

6-   آنچه از مدیر مستقیم خود و شرکت و سایر ذینفعان در جهت کمک به پیشبرد اهداف بالا انتظار دارند به صورت شفاف بیان کنند.

7-   معیار عملکردی که  به کار او مربوط می شود را مکتوب کرده و اعلام نماید.

اگر این سند توسط مدیر ارشد پذیرفته شود و مورد تأیید قرار گیرد تبدیل به برنامه ای می شود که مدیر بر اساس آن عمل کرده و اقدامات خود را شکل می دهند.