چند نکته در باره یک داستان کوتاه

ميخي افتاد،

بخاطرميخي نعلي افتاد،

بخاطرنعلي اسب افتاد،

بخاطراسبي سواري افتاد،

بخاطرسواري جنگي شكست خورد،

بخاطرشكستي مملكتي نابودشد،

وهمه ي اينهابخاطركسي بودكه ميخ راخوب نكوبيده بود.

ذکر چند نکته ضروریه

·       معمولا همه مشکل از بی صفتی میخ کوبه نیست بلکه به قول دکتر خرم مجموعه ای از مشکلات  رخ داده که به هم ربط دارند و هر کدام را درست می کنی اون بقیه خراب تر می شن. باید همه موضوعات را با هم در نظر گرفت و راه حل ارایه کرد.

معمولا به کسانی که میخ را می کوبند، نمی گویند که می خواهند برن جنگ یا جای دیگر، شاید نوع کوبیدن و نوع نعل فرق هایی داشته باشه که اهنگره می دونه.

بعدش هم اینکه به میخ کوبه خیلی اهمیت داده نمی شه و به عنوان شهروند درجه دو باهاش برخورد می شه بعد یک مدت هر کسی جای میخ کوب باشه منفعل می شه .

به میخ کوبه حقش هم داده نمی شه چون فرض بر این است که کارش مهم نیست در ضمن ، دستش هم به جایی بند نیست.

 در ضمن فرق کار خوب و بد هم یکسان است پس چه کاریه  کسانی که میخ را می کوبند زور بی خود بزنن؟

 از طرف دیگر وقتی که میخ خوب کوبیده می شه ونعلی نمی افته وسواری زمین نمی خوره وشکستی رخ نمی دهه و مملکتی نابود نمی شه ، سوارکاره طوری در مورد پیروزی ها صحبت می کنه که انگار همه کارها رو خودش تنهایی انجام داده است.

 تا همه افراد نگرش سیستمی نداشته باشند و اهداف مشترک براشون مسلم نباشه و نقششون رو به خوبی در تحقق هدف ندونن از این شکست ها زیاد رخ می دهه .

و…..

بیشتر از این وقتتون رو نگیرم

 

کارکرد استراتژی

استراتژی یک مفهوم چند بعدی است که تمام فعالیتهای مهم سازمان را در بر می گیرد و سعی در انجام دو کار دارد. همسو سازی و سازگاری

همسو سازی فعالیتهای مهم در جهت اهداف

سازگاری فعالیتهای مهم با تغییرات و تحولات محیطی