شاخص های تابع و هادی در برنامه ریزی

اهداف ، مقاصدی هستند که توسط “تیم “(گروه همکاران شامل مدیر و سایر اعضای تیم ) یا به صورت فردی در نظرگرفته شده­اند.

شاخص­ها ابزاری هستند که میزان تحقق اهداف را مشخص می کنند.

شاخص­ها دو نوعند شاخص­های هادی و شاخص های تابع

شاخص­های تابع نتایج نهایی را نشان می دهند و نشان دهنده‏ی عملکرد گذشته اند.

شاخص­های هادی در طبیعت خود دارای قدرت پیش­بینی اند.  شاخص­های هادی رفتار شاخص­های تابع را در آینده پیشبینی می­کنند.

به عنوان مثال کسب درآمد فردی یا رشد یک شرکت یک هدف است.

“میزان رضایت کارفرما” یک شاخص برای تحقق هدف کسب درآمد است. یعنی اگر می خواهیم رشد کنیم  باید رضایت کارفرمایان را فراهم کنیم. اندازه­گیری میزان درآمد سالیانه به نظر شما یک شاخص تابع است یا هادی؟

 راستی شاخص­های تابع مهم ترند یا شاخص های هادی؟

مدتها بود که خود من تصور می کردم که اهمیت شاخص های هادی چندین برابر شاخص­های تابع هستند و به گونه­ای که شاخص های هادی اصل هستند و شاخصهای تابع فرع.

اما یکی از آموزه های تفکر سیستمی کمک کرد تا، به درک بهتری برسم . در این آموزه تاکید بر تغییر  نگرش “یا”  به نگرش “با ” است. این یا اون از تفکر تحلیلی شکل گرفته است وبه تفکیک امور می پردازد. این نوع تفکر کمک های زیادی را به توسعه علم کرده است. اما انقدر در این روش افراط می کنیم که به نگرش غالب تبدیل شده است. در تفکر تحلیلی به تجزیه کردن یک موضوع به اجزا می پردازیم و سعی در درک اجزا داریم تا در نهایت به درک کل موضوع منتهی شود. اما در بسیاری از موارد کل چیزی بیش از جمع اجزا است. در تفکیک موضوعات، ارتباط بین اجزا  در نظر گرفته نمی شود و همین ارتباطات است که عدم توجه به انها باعث عدم شناخت خوب و کافی کل میشود.

برای تبدیل تفکر یا محور به تفکر بامحور ، باید به ارتباط و اهمیت ارتباط موضوعات پی برد. این مستلزم درک کارکرد های هر یک از اجزاء در ارتباط با دیگر اجزا پرداخت به عنوان مثال :

شاخص­های هادی ، علت هستند و نتایجی در آینده را نشان می دهند. از طرف دیگر شاخص های تابع نیز نتایج را نشان می دهند و تولید بازخورد(feed back) می کنند. یادگیری از طریق همین بازخوردها مهیا می­شوند. این شاخص­ها کمک می­کنند تا بتوانیم نتایج فرضیات اولیه خود را برای تاثیر عوامل بر روی هدف را ارزیابی کنیم.

شاخص های تابع و هادی، دو روی یک سکه هستند و با هم می توانند چیزی را بسازند و بدون هم ناقص هستند.

شاید یک سیستم مناسب اندازه گیری باید شامل شاخص­های هادی و شاخص های تابع به صورت متوازن باشد.

راستی شما اهداف شخصی  خود را مشخص کرده اید؟

برای تحقق انها شاخص هایی را در نظر گرفته اید ؟

این شاخص ها تابع هستند یا هادی ؟

این شاخص ها متوازن هستند؟

واقعاً هدف ما در زندگی چیه ؟