رفتار سازمانی4

موضوعات مورد بحث در این حوزه

انگیزش

ارتباطات بین فردی

ساختار و فرایند های گروه

یادگیری

توسعه نگرش و ادراک

فرایند های تغییر

تعارض

طراحی کار

رفتار سازمانی3

تعریف رفتار سازمانی :

رشته ای است که به بررسی تاثیر افراد ؛ گروهها و ساختار بر رفتار سازمانها میپردازد و هدف ان به کار بستن این دانش در جهت بهبود اثربخشی سازمان است.

رفتار سازمانی2

تحقیقی نشان داده که دستمزد و مزایا به تنهایی موجب علاقه مندی افراد به کارشان و یا وفاداری به شرکتها نیست .

مهمترین عامل کیفیت شغل فرد و حمایت و پشتیبانی محیط کار است.

هر چه مهارت بین فردی مدیران (بالاتر )مطبوعیت محیط کار (بالاتر ) جذب و حفظ کارکنان با کیفیت (بالاتر ) پیامد های اقتصادی بنگاه (بالاتر )

امروزه مهارت های فنی امری لازم است اما برای مدیریت در قرن ۲۱ کافی نیست بلکه مهارت های بین فردی (رفتار سازمانی مناسب) از اهمیت بالاتری برخوردار شده است

رفتار سازمانی1

آیا عمده مشکلات درون سازمانی شما هم شامل موارد زیر است ؟

مشکلات روابط افراد

مهارت های ارتباطی ضعیف بین کارکنان (مدیران -کارکنان و….)

فقدان انگیزش

مقاوت در برابر تغییرات

اگر پاسخ شما مثبت است خوب است که بدانید این موضوعات در مدیریت زیر مجموعه رفتارسازمانی مورد بررسی قرار می گیرد.

یک ضرب المثل هندی

یک نفر نقل می کرد که هندی ها هر وقت که موضوع ساده ای رو می گن و طرف مقابل متوجه نمی شه می گن:

 ” مگه من فارسی حرف می زنم که تو نمی فهمی ”

جالب بود نه ؟ برای من که خیلی جلب توجه کرد.

این جمله را ما هم در فارسی به شکل دیگه ای می گیم.

درسي از خرچنگ ها

مي دوني چطور خرچنگ رودخانه اي را شكار مي كنند؟

كافي است با تكه چوبي به شاخك هاي انها ضربه كوچكي بزني. خرچنگ ها با همه زورشان چوبت را مي گيرند.اونوقت كافي است چوبت را با خرچنگ مربوطه در كيسه اي كه براي همين منظور اماده كردي بتكوني.

شكار ساده اي است يكي را كه مي گيري بقيه درنمي روند. تا وقتي كه بلندشان نكردي اصلا حالي شان نيست كه تو اونجايي تازه اونوقت هم باز چيزي حاليشون نمي شه.

خرچنگها درسي به انسانها مي دهند. اينكه لازم نيست به هر چوبي كه تحريكت مي كنه يا سر راهت قرار مي گيره گير بدي. بايد خوب انتخاب كني كه كدام چوب را بايد بگيري و كدام را نبايد بگيري. بايد بگذاري خيلي ها از كنارت رد شوند حتي اگر با چوب زدنت باز هم بايد يادبگيري كه نگيريش. چون ممكنه نتيجه اش مانند عاقبت خرچنگ داستان ما باشه. 

اين بخشي از داستان ؛‌‌خريدن لنين؛است كه در سال ٢٠٠٨ در مجموعه بهترين داستانهاي كوتاه امريكا منتشر شده است. نويسنده ميروسلاوپنكوف .

متن ترجمه شده اين داستان را در مجله (داستان همشهري) دوره هشتم اذر٩٠ مي توانيد بخوانيد.

 

حباب اقتصادي چيست و چطور مي تركد؟ يك داستان

يكي بود يكي نبود. يك كشور كوچكي بود. اين كشور يك جزيره كوچك بود. كل پول موجود در اين جزيره 2 دلار بود؛ 2 سكه 1 دلاري كه بين مردم در جريان بود. جمعيت اين كشور 3 نفر بود. تام مالك زمين جزيره بود. جان و ژاك هر كدام يك سكه 1 دلاري داشتند.

 – جان زمين را از تام به قيمت 1 دلار خريد. حالا تام و ژاك هر كدام 1 دلار داشتند و جان مالك زمين بود كه 1 دلار ارزش داشت. دارايي خالص كشور 3 دلار شد.

 – ژاك فكر كرد كه فقط يك قطعه زمين در كشور وجود دارد و از آنجايي كه زمين قابل توليد نيست، ارزشش بالا خواهد رفت. بنابراين 1 دلار از تام قرض كرد و با 1 دلار خودش، زمين را از جان به قيمت 2 دلار خريد. تام يك دلار به ژاك قرض داده است. بنابراين دارايي خالص او 1 دلار است. جان زمينش را به قيمت 2 دلار فروخت. بنابراين دارايي خالص او 2 دلار است. ژاك مالك زميني به قيمت 2 دلار است، اما يك دلار به تام بدهكار است. بنابراين دارايي خالص او 1 دلار است. دارايي خالص كشور 4 دلار شد.

 – تام ديد كه ارزش زميني كه يك وقت مالكش بود افزايش يافته است. او از فروختن زمين پشيمان شده بود. تام يك دلار به ژاك قرض داده بود. پس 2 دلار از تام قرض كرد و زمين را به قيمت 3 دلار از ژاك خريد. در نتيجه، حالا مالك زميني به قيمت 3 دلار است. اما از آنجايي كه 2 دلار به جان بدهكار است دارايي خالص او 1 دلار است. جان 2 دلار به تام قرض داده است. بنابراين دارايي خالص او 2 دلار است. ژاك اكنون 2 دلار دارد. بنابراين دارايي خالص او 2 دلار است. دارايي خالص كشور 5 دلار شد. حبابي در حال شكل‌گيري است.

 – جان ديد كه ارزش زمين در حال بالا رفتن است. او هم تمايل داشت مالك زمين شود. 2 دلار داشت و 2 دلار از ژاك قرض كرد و زمين را به قيمت 4 دلار از تام خريد. در نتيجه، تام قرضش را برگرداند و حالا 2 دلار دارد. دارايي خالص او 2 دلار است. جان مالك زميني به ارزش 4 دلار است اما چون 2 دلار از ژاك قرض كرده است دارايي خالص او 2 دلار است. ژاك 2 دلار به جان قرض داده است و بنابراين دارايي خالص او 2 دلار است. دارايي خالص كشور 6 دلار شد، اگر چه كشور همان يك قطعه زمين و 2 سكه 1 دلاري در گردش را دارد.

 – همه پول بيشتري داشتند و خوشحال و خوشبخت بودند تا اينكه يك روز افكار نگران‌كننده‌اي به ذهن ژاك خطور كرد. «هي، كجاي كاري؟ اگر افزايش قيمت زمين متوقف بشه، اونوقت جان چطوري ميتونه قرض منو پس بده. فقط 2 دلار تو كشور هست و فكر كنم بعد از اين همه معامله، ارزش زمين جان حداكثر 1 دلار باشه، نه بيشتر.»

 – تام هم همين فكر را كرد. ديگر هيچكس نمي‌خواست زمين را بخرد. در نهايت، تام 2 دلار دارد و دارايي خالص او 2 دلار است. جان 2 دلار به ژاك بدهكار است و زميني كه فكر مي‌كرد 4 دلار مي‌ارزد حالا 1 دلار ارزش دارد. بنابراين دارايي خالص او 1 دلار است. ژاك 2 دلار به جان قرض داده است، اما چه قرضي! اگر چه دارايي خالص ژاك هنوز 2 دلار است اما قلبش بد جوري ميزنه. دارايي خالص كشور 3 دلار شد!

 – خب چه كسي 3 دلار از كشور دزديده است؟ البته قبل از اينكه حباب بتركد جان فكر مي‌كرد زمينش 4 دلار مي‌ارزد. در واقع قبل از تركيدن حباب، دارايي خالص كشور روي كاغذ 6 دلار بود. جان چاره‌اي جز اعلام ورشكستگي ندارد. ژاك هم زمين 1 دلاري را به جاي قرضش از جان مي‌گيرد. حالا تام 2 دلار دارد. جان ورشكسته است و دارايي خالص او صفر دلار است (هم چيز را از دست داده است). ژاك هم چاره‌اي ندارد جز اينكه به زمين 1 دلاري اكتفا كند. پس دارايي خالص كشور 3 دلار است.

 – تام برنده است. جان بازنده است. ژاك هم خوش‌شانس است كه دارايي اوليه خود را دارد!

_________________________________

– وقتي حبابي در حال شكل‌گيري است ديون افراد به يكديگر افزايش مي‌يابد.

– داستان اين جزيره يك سيستم بسته است و كشور ديگري وجود ندارد و بنابراين بدهي خارجي نيز وجود ندارد. ارزش دارايي تنها بر اساس پول جزيره محاسبه مي‌شود. بنابراين ضرري در كل وجود نخواهد داشت.

– وقتي حباب مي‌تركد، افراد داراي پول نقد برنده هستند. افراد داراي مال يا قرض بازنده هستند و در بدترين حالت ورشكسته مي‌شوند.

– اگر در اين كشور نفر چهارمي هم با 1 دلار بود اما وارد اين بازي نمي‌شد نه مي‌برد نه مي‌باخت اما مي‌ديد كه ارزش پولش بالا و پايين مي‌رود.

– وقتي حباب در حال بزرگ شدن است همه پول بيشتري به دست مي‌آورند.

– اگر شما باهوش باشيد و بدانيد حبابي در حال بزرگ شدن است، مي‌‌ارزد كه پول قرضكنيد و وارد بازي شويد اما بايد بدانيد چه زماني همه چيز را به پول نقد تبديل كنيد.

– همانند زمين، اين پديده براي كالاهاي ديگر صادق است.

– ارزش واقعي زمين يا ديگر كالاها وابستگي زيادي به رفتار رواني جامعه دارد.

نظر شما چيست؟

متاسفانه از نويسنده اصلي اين متن اطلاعي ندارم و اميدوارم از درج ان در اين بلاگ ناراحت نباشد.

هولدینگ سازی یا تمرکز مدیریتی؟

شرکتهای موفق بعد از مدتی که فرایند رشد را طی می کنند و از نظر ابعاد بزرگ می شوند به فکر تمرکز زدایی می افتند. البته زمان وقوع این تصمیم بستگی به توسعه یافتگی شرکت ، سبک مدیریتی و مالکیتی آن و بسیاری عوامل دیگر دارد. مثلا روش مدیریت پدرسالارانه ، این فرایند را به تعویق می اندازد. یا شرکتی هایی که در حوزه های مختلف و بازارهای مختلف فعالیت می کنند و دارای مزیت های منحصر له خود هستند ممکن است زودتر در این راه قدم بردارند . اما به طور کلی نوسانات معمول میان تمرکزو یا عدم تمرکز مانند مسابقه طناب کشی در جریان است.

برخی عواملی که باعث ایجاد فشار برای عدم تمرکز می شوند عبارتند از :

1.      علاقه و یا نیاز به تسهیل خلاقیت سریع و اثربخش و پاسخ دهی به تغییرات در جایی که نیازها ، تهدیدات وفرصتها شناخته شده اند.

2.      غنی سازی شغلی مدیران و افراد کلیدی در واحدهای عملیاتی به منظور حفظ و نگهداری از انها

با بزرگ شدن سازمانها و پیچیدگی مسایل و افزوده شدن جبهه های کاری ، فرایند تصمیم گیری و اجرای تصمیمات لازم برای بهره برداری از فرصتهای بازار به شدت افت پیدا می کند. در این زمان نیاز به عدم تمرکز به خوبی احساس می شود.

از سوی دیگر افراد موثر و موفق در فرایند موفقیت شرکت ، رشد پیدا کرده و به مرور زمان به انگیزش های سطح بالاتری دارند. این افراد همواره در خطر جدایی از شرکت اصلی بوده و مکانیسم های بازار این امر را تشدید می کند. در نظرسنجی که در حین تدوین برنامه ریزی استراتژیک یک شرکت معتبر مهندسی مشاو صورت گرفته است ریسک و تاثیر این عامل قابل توجه تشخیص داده شد. لذا یکی از فرایند های تثبیت کننده در این حوزه ، استفاده از توانمندی های این افراد در مدیریت سیستم و سپردن مسئولیت های جدید به انها می باشد. این موضوع فشار زیادی را برای تسهیل فرایند عدم تمرکز بوجود می آورد.

اما همان طور که گفته شد این یک مسابقه طناب کشی است که در سوی دیگر ان دلایلی برای عدم تمرکز وجود دارد که می توان به دو دسته زیر تثسیم بندی شود

1.      تمایل به هماهنگی بیشتر فعالیتها ، و بکارگیری هم افزایی بالقوه در انها

2.      جلوگیری از اشتباهات عمده ای که تاثیر انها بر سایر بخشهای سازمان به چشن نمی اید و یا جدی گرفته نمی شود.

در روش مدیریت متمرکز ، امکان اتخاذ سیاست های هماهنگ، بیشتر به نظر می رسد. از سوی دیگر تجربه رشد شرکت و اتفاقات مثبت ومنفی قبلی به صورت دانش پنهان در ذهن تصمیم گیرندگان وجود دارد. عدم تمرکز به معنی تفویض اختیارات برای تصمیم گیری است. این موضوع ، نیاز به هماهنگی برای یکپارچگی را افزایش می دهد. هماهنگی و یکپارچگی همان چیزی است که با بزرگ شده شرکتها کاهش می یابد. در اغلب موارد افزایش تعداد تصمیم گیرندگان سطح هماهنگی لازم را بالا برده و هزینه­های موضوع (روانی ، مالی ، زمانی ) را افزایش می دهد. لذا منطقی به نظر می رسد که مقاومت های زیادی بر سرراه عدم تمرکز وجود داشته باشد.با وجود هیاهوی زیاد در مورد مزایای عدم تمرکز ، روشن است که در بیشتر سازمانهای بزرگ برخی تصمیمات بهتر است متمرکز گرقته شده وبرخی غیر متمرکز. اما سوال مهم این است که چه موضوعاتی متمرکز و کدام غیر متمرکز؟؟؟

تلاش برای ممزوج کردن روشهای مدیریت  و پیدا کردن روش بومی ان ، در اغلب موارد تقریبا ناممکن و ناموفق است. این ترکیب روشها نمی تواند یک منطق فلسفی پایدار را ایجاد نماید . ترکیب روشها به منظور دستیابی به توارنی مطلوب صورت می گیرد اما بدون تسلط یکی بر دیگری معمولا بر ابهامات می افزاید. این ابهامات فاصله بین اختیارات و مسئولیت ها را  بهم می زند. این بهم­ریختگی شبیه منطقه میان دو بازیکن بسکتبال است که هر دو به سمت توپ حرکت می کنند و به هم می خورند وتوپ در فاصله بین انها می افتد.

برای جلوگیری از این اتفاقات باید انتظارات دو طرف در مورد موضوعات وتصمیمات رایج تبیین و مسئولیت های طرفین در رابطه با موضوعات واگذار شده (مصادیق عدم تمرکز) تعیین شود. در تعیین تکلیف موضوعات باید به دلایلی که مایل به عدم تمرکز شده ایم توجه شود. مجموعه اقدامات عدم تمرکز باید بتواند اهداف عدم تمرکز را محقق نماید . هر نوع تصمیم گیری که باید متمرکز انجام شود باید تعیین و مورد توافق قرار گیرد. نقش شرکت مادر در این فرایند ایجاد ارزش افزوده نهایی بالاتر از قبل از تمرکز زدایی است و برای این کار باید نقش مادری را باتمام ابعاد خود به عهده بگیرد. به نظرمی رسد یکی از مهمترین مشکلات ذهنی افرینش این نقش در انتظاری است که از مردان برای درک نقش مادری در حوزه سازمانی داریم . ما از مردان می خواهیم که نقش مادری را ایفا نمایند بدون این که سابقه ای عملی و موفق در این امر داشته باشند.

هاهاها ها  برای امروز بسه . 26/9/90

دوره تفكر سيستمي

روز پنج شنبه ٢٤/٩/٩٠ اولين جلسه اموزش تفكر سيستمي را بهمراه دوست خوبم اقاي مهندس حميد رضا قبادي در شركت آريا نام برگزار كرديم.

من كه لذت بردم اميدوارم كه شركت كنندگان هم خوششان اومده باشه . اين اموزش مبتني بر ارايه دونفره و همزمان و با استفاده از بازي برگزار شد. سعي كرديم صميمي و صادق باشيم و در محيطي شاد به گفتگو بپردازيم. اولين جلسه معمولا به اعتماد سازي وارزيابي طرفين مي گذره ولي سعي كرديم از اين مرحله عبور كنيم .

به اميد فردايي بهتر براي همه

این ها را که خودمون می دونستیم

اگر شما هم کا مشاوره کرده باشید تجربه ای از این دست زیاد به خاطر می آورید

 پس از زمان طولانی و جلسات متعدد با کارفرما نهایتا در جلسه ای نتایج پروژه های مدیریتی را ارایه می کنیم . در کمال تعجب شاهد ان هستیم که حاضرین نتایج را بدیهی و از پیش معلوم می دانند. این یعنی تمام تلاش شما بیهوده بوده است.

حتما دلخور شده اید نه؟

 زیاد خودتان را ناراحت نکنید. در اغلب موارد شما موفق شده اید. برخی از این اظهار فضل کردن ها مربوط به خودنمایی افراد است. اما در بسیاری از موارد هم مربوط به محصولات پروژه ، یعنی تغییر ذهنیت  افراد است . این تغییر ذهنیت انقدر به تدریج ایجاد شده و انقدر درونی شده که این تصور را ایجاد کرده که از اول هم به همین شکل وجود داشته است.

پس چکار می توان کرد؟

 از تیم مدیریتی در ابتدای پروژه بخواهید که نظراتشان (حدس شان و…)را در مورد خروجی مطالعه مثلا اگر پروژه تدوین استراتژی را در دستور کار دارید ، استراتژی های عملیاتی یک سال اینده را و یا مواردی مانند این را  روی کاغذی به نام خودشان یاداشت کنند و در پاکتی گذاشته و به شما تحویل دهند. در پایان کار همین کار را دوباره تکرار کنید با این تفاوت که بخواهید حدس های اولیه خود را مجددا برای شما بنویسند و در کاعذی جداگانه به شما بدهند.  حال می توانید تفاوت را ببینید.

انچه که به صورت تفاوت رخ می دهد فرایند یادگیری جمعی در طول زمان است.

نکته : این کار را به صورت جذابیت کار ، سرگرمی و…. انجام دهید و تیم مدیریت را مطمئن کنید که از این مستندات به هیچ عنوان بر علیه خودشان استفاده نخواهد شد.