استاندارد مدیریت کیفیت : راهنما یا دستورالعمل و فرایند؟

در شرکتهای دانش محور که عموما کارهایی از نوع خدمات پروژه ای ارایه می کنند مثل شرکتهای مشاور ، همواره این سوال مطرح بوده که چه سطحی از رسمیت را می توان برای کارها تعیین کرد؟ بعنی این که ایا می شود یک رویه یکسان برای انجام تعداد زیادی از پروژه ها تعیین کرد و اون ها را استاندارد کرد؟ بعد در قالب سیستم های مدیریت کیفیت قرار داد؟ بعد از ده سال از تجارب مختلف در طرح ریزی، مشاوره ؛ اجرا و نگهداری این قبیل سیستم ها، الان به این نتیجه رسیدم در کسب وکارهای غیرتکراری و به نوعی خاص  که با افرادی با تحصیلات بالا سرو کار دارد بجای نوشتن فرایندهای سفت وسخت باید راهنماهایی تهیه کرد ودر قالب اونها تجارب موفق یا نا موفق سازمان را برای استفاده پیشنهاد کرد. کارکنان ، مدیران پروژه و بخشها باید به سوالات منطقی و دل نگرانی های استانداردهای فنی ومدیریتی پاسخ بدهند نه اینکه فقط مجری دستورالعملها و فرایندهای مولوکانه ما باشند.

تمام تلاش ما باید این باشد که به عنوان متخصص، اونها را از گیرافتادن در مشکلاتی که قبلا هم سابقه داشته یاری کنیم. باید نوع بشیر و مصلح سازمانی باشیم نه پلیس و ممیز . ریسک افراد و پروژه های رو کاهش بدیم و با انتقال دانش عملی بخشها و پروژه های مختلف نوعی از هم افزایی را ایجاد کنیم . در غیر این صورت چنان چه که افتد و دانی بقیه کارخودشان را انجام میدهند و ما هم کار خودمان را .

لازم به ذکر است که من چند سالی هست که توبه کردم و دیگه از این کارها نمی کنم. خدا به همه مشاوران کیفیت و غیر کیفیتی صبر جلیل عنایت بفرماید.

اولین کنفرانس ملی رویکرد سیستمی

لینک این کنفرانس :

http://www.systemapproach.org/portal/Show.aspx?Page=17128

در ضمن دوست خوبم اقای مقربی ، مطالب وفرمت مناسبی را برای مقاله نویسی نیاز داشتند که در این لینک قابل دستیابی است.

http://www.systemapproach.org/portal/show.aspx?page=17164

چندسال قبل دخترم که اون موقع راهنمایی بود تصمیم گرفت یک پازل درست کنه این پازل سه ماه طول کشید و در اخر ازش خواستم تا درس اموخته هاشو در رابطه با این تجربه بنویسه که منجر به یک مطلب یک صفحه ای شد. از اون موقع تا بحال فرصتی برای ارایه ان دست نداد شاید توی این کنفرانس بشه ازش استفاده کرد.بعدا در موردش می نویسم.