داستانک -هدف شرايط را توجيه مي‌كند.

ماري كرو-با تشکر از اقای مهندس معدنی پور ِ دوست خوبم که این مطلب را  ارایه کردند.

ماري كرو- دختر يك مكانيك- مجبور بود كه هر روز لباسهاي چرب و چرك پدرش را با دست بشويد؛ زيرا در آن زمان مردم هنوز ماشين لباسشويي نداشتند. به هر صورت يك بار هنگام شستن لباسها فكري به خاطرش رسيد: رفتن به دانشگاه! اين انديشه از كجا آمد، معلوم نشد. او هرگز پيش از اين به چنين مطلبي فكر نكرده بود.

مري به مدرسه رفت و مشغول تحصيل شد. لباسهاي چرك و چرب پدرش را هم‌چنان مي‌شست و درس مي‌خواند. با درجه ممتاز، فارغ‌التحصيل شد. مدير مدرسه پاكتي به او داد كه محتوي تأييديه اعطاي يك بورس چهار ساله براي تحصيل در دانشگاه بود .

مري به دانشگاه رفت و همزمان، براي تأمين هزينه زندگيش تا زمان فارغ‌التحصيلي در خانه‌هاي مردم كار كرد. پس از پايان تحصيلات دانشگاهي، يك دوره تخصصي بيمه را هم گذراند و براي كار به يك دفتر مراجعه كرد. به او گفتند: «تو يك زن هستي و سابقه‌اي هم در امر بيمه نداري». مري نااميد نشد، چند بار مراجعه كرد تا اين كه روزي به او گفتند: «اين دفتر نرخهاي بيمه است و اين هم ميزي كه مي‌تواني پشت آن بنشيني و به كارت برسي، كسي هم به تو مزد نخواهد داد. حال خود داني …

چند روز بعد او يك مشتري پيدا كرد و كم كم بر تعداد آنها افزوده شد و بالاخره رسماً به استخدام شركت بيمه درآمد. بيست و پنج سال بعد به افتخار او مهماني شام دادند و رؤساي او در آن ضيافت گفتند كه مري يكي از بهترين كارمندان بيمه در تمام كشور است.

 

کتابخانه صوتی

امروز به مطلب جالبی برخوردم .در کتابخانه های معتبر در ایران مثلا حسینه ارشاد تهران تعدادی کتاب به صورت صوتی در اختیار اعضا قرار می گیرد. مخاطبین اصلی این وضوع نابینایان عزیز هستند اما برای کلیه افراد که وقت مطالعه ندارند ویا برای پرکردن اوقات پرت شده مانند زمان رانندگی ویا پیاده روی خیلی جالب است .این موضوع همچنین برای سالخوردگان که معمولا با ضعف بینایی هم مواجه هستند بسیار کاربرد دارد.از دیگر مشتریان بالقوه این کتابها ُ بیماران می باشند در بیماران بستری به علت ضعف و بیماری حوصله مطالعه را ندارند واز طرف دیگر با مشکل اوقات فراقت اضافی مواجه هستند که می تواند مثمر ثمر باشد .نکته قابل توجه در این مورد انتخاب مناسب کتاب صوتی خصوصا برای بیماران وسالخوردگان است .

معرفي سايت

امروز بجاي درج يك داستان كوتاه ، مي‌خواهم ادرس سايتي را به شما معرفي كنم كه بتوانيد چندين داستان جالب را در ان بخوانيد .

www.DiaMethod.com

 

داستانی از یک فیزیک دان

يك سوال فيزيك !

 توضيح دهيد که چگونه مي توان با استفاده از يک فشارسنج ارتفاع يک آسمان خراش اندازه گرفت؟”
سوال بالا يکي از سوالات امتحان فيزيک در دانشگاه کپنهاگ بود.

يکي از دانشجويان چنين پاسخ داد: “به فشار سنج يك نخ بلند مي بنديم. سپس فشارسنج را از بالاي آسمان خراش طوري آويزان مي کنيم که سرش به زمين بخورد. ارتفاع ساختمان مورد نظر برابر با طول طناب به اضافه‌ي طول فشارسنج خواهد بود.”

پاسخ بالا چنان مسخره به نظر مي آمد که مصحح بدون تامل دانشجو را مردود اعلام کرد. ولي دانشجو اصرار داشت که پاسخ او کاملا درست است و درخواست تجديد نظر در نمره ي خود کرد. يکي از اساتيد دانشگاه به عنوان قاضي تعيين شد و قرار شد که تصميم نهايي را او بگيرد.

نظر قاضي اين بود که پاسخ دانشجو در واقع درست است، ولي نشانگر هيچ گونه دانشي نسبت به اصول علم فيزيک نيست. سپس تصميم گرفته شد که دانشجو احضار شود و در طي فرصتي شش دقيقه اي پاسخي شفاهي ارائه دهد که نشانگر حداقل آشنايي او با اصول علم فيزيک باشد.

دانشجو در پنج دقيقه ي اول ساکت نشسته بود و فکر مي کرد. قاضي به او يادآوري کرد که زمان تعيين شده در حال اتمام است. دانشجو گفت که چندين روش به ذهنش رسيده است ولي نمي تواند تصميم گيري کند که کدام يک بهترين مي باشد.

قاضي به او گفت که عجله کند، و دانشجو پاسخ داد: “روش اول اين است که فشارسنج را از بالاي آسمان خراش رها کنيم و مدت زماني که طول مي کشد به زمين برسد را اندازه گيري کنيم. ارتفاع ساختمان را مي توان با استفاده از اين مدت زمان و فرمولي که روي کاغذ نوشته ام محاسبه کرد.”

دانشجو بلافاصله افزود: “ولي من اين روش را پيشنهاد نمي کنم، چون ممکن است فشارسنج خراب شود!”

“روش ديگر اين است که اگر خورشيد مي تابد، طول فشارسنج را اندازه بگيريم، سپس طول سايه ي فشارسنج را اندازه بگيريم، و آنگاه طول سايه ي ساختمان را اندازه بگيريم. با استفاده از نتايج و يک نسبت هندسي ساده مي توان ارتفاع ساختمان را اندازه گيري کرد. رابطه ي اين روش را نيز روي کاغذ نوشته ام.”

“ولي اگر بخواهيم با روشي علمي تر ارتفاع ساختمان را اندازه بگيريم، مي توانيم يک ريسمان کوتاه را به انتهاي فشارسنج ببنديم و آن را مانند آونگ ابتدا در سطح زمين و سپس در پشت بام آسمان خراش به نوسان درآوريم. سپس ارتفاع ساختمان را با استفاده از تفاضل نيروي گرانش دو سطح بدست آوريم. من رابطه هاي مربوط به اين روش را که بسيار طولاني و پيچيده مي باشند در اين کاغذ نوشته ام.”

“آها! يک روش ديگر که چندان هم بد نيست: اگر آسمان خراش پله ي اضطراري داشته باشد، مي توانيم با استفاده از فشارسنج سطح بيروني آن را علامت گذاري کرده و بالا برويم و سپس با استفاده از تعداد نشان ها و طول فشارسنج ارتفاع ساختمان را بدست بياوريم.”

“ولي اگر شما خيلي سرسختانه دوست داشته باشيد که از خواص مخصوص فشارسنج براي اندازه گيري ارتفاع استفاده کنيد، مي توانيد فشار هوا در بالاي ساختمان را اندازه گيري کنيد، و سپس فشار هوا در سطح زمين را اندازه گيري کنيد، سپس با استفاده از تفاضل فشارهاي حاصل ارتفاع ساختمان را بدست بياوريد.”

“ولي بدون شک بهترين راه اين مي باشد که در خانه ي سرايدار آسمان خراش را بزنيم و به او بگوييم که اگر دوست دارد صاحب اين فشارسنج خوشگل بشود، مي تواند ارتفاع آسمان خراش را به ما بگويد تا فشارسنج را به او بدهيم!”

دانشجويي که داستان او را خوانديد، نيلز بور، فيزيکدان دانمارکي بود.

 

مزایای بزرگ منشی

معلّم یک کودکستان به بچه‌هاى کلاس گفت که می‌خواهد با آن‌ها بازى کند. او به آن‌ها گفت که فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکى بردارند و درون آن، به تعداد آدم‌هایى که از آن‌ها بدشان می‌آید، سیب‌زمینى بریزند و با خود به کودکستان بیاورند. فردا بچه‌ها با کیسه‌هاى پلاستیکى به کودکستان آمدند . در کیسه بعضی‌ها ٢، بعضی‌ها ٣، بعضی‌ها تا ٥ سیب‌زمینى بود. معلّم به بچه‌ها گفت تا یک هفته هر کجا که می‌روند کیسه پلاستیکى را با خود ببرند . روزها به همین ترتیب گذشت و کم‌کم بچه‌ها شروع کردن به شکایت از بوى ناخوش سیب‌زمینی‌‌هاى گندیده. به علاوه، آن‌هایى که سیب‌زمینى بیشترى در کیسه خود داشتند از حمل این بار سنگین خسته شده بودند. پس از گذشت یک هفته، بازى بالاخره تمام شد و بچه‌ها راحت شدند. معلّم از بچه‌ها پرسید: ?از این که سیب‌زمینی‌ها را با خود یک هفته حمل می‌کردید چه احساسى داشتید؟ ? بچه‌ها از این که مجبور بودند سیب‌زمینی‌هاى بدبو و سنگین را همه جا با خود ببرند شکایت داشتند. آنگاه معلّم منظور اصلى خود از این بازى را این چنین توضیح داد: ?این درست شبیه وضعیتى است که شما کینه آدم‌هایى که دوستشان ندارید را در دل خود نگاه می‌دارید و همه جا با خود می‌برید. بوى بد کینه و نفرت، قلب شما را فاسد می‌کند و شما آن را همه جا همراه خود حمل می‌کنید. حالا که شما بوى بد سیب‌زمینی‌ها را فقط براى یک هفته نتوانستید تحمل کنید پس چطور می‌خواهید بوى بد نفرت را براى تمام عمر در دل خود تحمل کنید؟ ? چطور می‌خواهید بوى بد نفرت را براى تمام عمر در دل خود تحمل کنید؟

مزایای بزرگ منشی

معلّم یک کودکستان به بچه‌هاى کلاس گفت که می‌خواهد با آن‌ها بازى کند. او به آن‌ها گفت که فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکى بردارند و درون آن، به تعداد آدم‌هایى که از آن‌ها بدشان می‌آید، سیب‌زمینى بریزند و با خود به کودکستان بیاورند. فردا بچه‌ها با کیسه‌هاى پلاستیکى به کودکستان آمدند . در کیسه بعضی‌ها ٢، بعضی‌ها ٣، بعضی‌ها تا ٥ سیب‌زمینى بود. معلّم به بچه‌ها گفت تا یک هفته هر کجا که می‌روند کیسه پلاستیکى را با خود ببرند . روزها به همین ترتیب گذشت و کم‌کم بچه‌ها شروع کردن به شکایت از بوى ناخوش سیب‌زمینی‌‌هاى گندیده. به علاوه، آن‌هایى که سیب‌زمینى بیشترى در کیسه خود داشتند از حمل این بار سنگین خسته شده بودند. پس از گذشت یک هفته، بازى بالاخره تمام شد و بچه‌ها راحت شدند. معلّم از بچه‌ها پرسید: ?از این که سیب‌زمینی‌ها را با خود یک هفته حمل می‌کردید چه احساسى داشتید؟ ? بچه‌ها از این که مجبور بودند سیب‌زمینی‌هاى بدبو و سنگین را همه جا با خود ببرند شکایت داشتند. آنگاه معلّم منظور اصلى خود از این بازى را این چنین توضیح داد: ?این درست شبیه وضعیتى است که شما کینه آدم‌هایى که دوستشان ندارید را در دل خود نگاه می‌دارید و همه جا با خود می‌برید. بوى بد کینه و نفرت، قلب شما را فاسد می‌کند و شما آن را همه جا همراه خود حمل می‌کنید. حالا که شما بوى بد سیب‌زمینی‌ها را فقط براى یک هفته نتوانستید تحمل کنید پس چطور می‌خواهید بوى بد نفرت را براى تمام عمر در دل خود تحمل کنید؟ ? چطور می‌خواهید بوى بد نفرت را براى تمام عمر در دل خود تحمل کنید؟