“ سوگیری من می دونستم” یا من گفته بودم:

وقتی یک اتفاق رخ می دهد برخی از مردم تصورمیکنند که رخداد این واقعه را پیشبینی کرده بودند و از این اتفاق خبرداشتند ویا خیلی واضح بوده که این اتفاق می افتد(من می دونستم). در صورتیکه فقط اشتباه به یاد می اورند. این، یک نوع سوگیری و فریب ذهنی است که عمومیت دارد. ما پس از واقعیت یافتن چیزی ، فکر می کنیم که از رخ دادن قطعی ان رخداد ( حتی اگر قطعی نبوده) اطلاع داشتیم. به عنوان مثال بعد از یک اتفاق بد مثلا شکست یک معامله یا پروژه، مدیران اعتقاد راسخ دارندکه علت این اتفاق هرچه که بوده باید توسط دست اندرکاران پیش بینی می شده است. دلیل ان این است که بعد از رخ دادن این شکست تصور میشود که عدم موفقیت کاملا قابل پیش بینی بوده و ( الان واضح است که) ریسکهای جدی وجود داشته، در صورتیکه قبل ازرخداد (واقعه) هیچ چیز اینقدر که الان به نظر می اید واضح نبوده است. بعد از وقوع اتفاق، زوایای تاریک، روشن می شود . حتی ممکن است در پروسه به اتمام رسیدن ،فاکتورهای جدیدی وارد شوند که از قبل قابل پیش بینی نبوده اند و حال که اتفاق افتاده، ما از آن ها به عنوان عوامل تاثیرگذار یاد می کنیم . از سوی دیگری یکی از کارکردهای (من می دونستم) سلب مسئولیت است، ارضا و اغنایی بدون تلاش ، و از ان جایی که مغز میل به تنبلی و ساده نگاری داره، خیلی زود ، فرد به رضایت خاطر میرسد و داستان تموم میشود،

تحلیل و راه اندازی یک پروسه بسیار زمان بر و مستلزم پس زمینه ها و خود زمینه ها و ….. است که کار بسیار سختی است و گاه توان فرسا. در رویکردهایی مثل اگزیستانسیالیزم ، اصلا ازادی را ارج می گذارند برای این که به دنبال ان مسئولیت میاید،اگر ازادی هست که فلان حرف و فلان کار را انجام دهی پس باید مسیولیت کار و سخن برعهده گرفته شود

وقتی می گوییم(من می دونستم) یعنی تمام مسئولیت بر عهده کسانی است غیر از من، در نتیجه پیامد اشتباه،گریبانگیر دیگران است و احساس رضایت به فرد دست می دهد.

این جا نکته دیگری هم مطرح می شود عزت نفس و اعتماد به نفس فرد هم اسیب نمی بیند. کاری نبوده که بر عهده من بوده باشد بلکه دیگرانی بوده اند که نتوانسته اند کار خود را درست انجام دهند پس فرد مبرا از هر خطا می شود و دایم در حال گرفتن پاداش هم هست

نویسندگان نیره طباطبایی و آروین آشفته

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *